استفاده ازوبلاگ براي پيشبرد سوادآموزي دركلاس(مقاله)


استفاده ازوبلاگ براي پيشبرد سوادآموزي دركلاس(مقاله)

چكيده:اين مقاله، به كاويدن نقش وبلاگها يا "بلاگها " درمحيطهاي كلاسي ميپردازد.بلاگها، كه به نشريات يا وقايع روزانه شخصي شباهت دارند و حوزه پيوسته اي را فراهم ميكنند كه درآن خود-تعبيري و خلاقيت تشويق ميشود و ارتباطات پيوسته ايجاد ميشوند،يك فرصت عالي را براي آموزشگران به منظورپيشرفت در باسوادي ازطريق روايت ماجرا و گفتمان به وجود مي آورند. اين مقاله، به بررسي اهميت سواد و روايت ماجرا دريادگيري ميپردازد، آنگاه اين مفاهيم را با ويژگيهاي بلاگها دركناريكديگرقرارميدهد. اين مقاله،عملا، نمونه هايي ازبلاگها را نيز مرورميكند.
كليدواژه ها: وبلاگ- وبلاگ نويسي- سوادآموزي


مقدمهاينترنت، به طورمداوم كاربردهايي به وجود مي آورد كه فقط به منظورترويج تعبير فردي نيستتند؛ بلكه گسترش پيوسته جامعه را نيز درنظرميگيرند.پژوهشهاي تازه درزمينه ارتباطات با واسطه رايانه[2]، محيطهايي همچون تالارهاي گفتمان[3]، گروههاي خبري[4] و دامنه هاي چند كاربره[5]، گرايشهاي جالب را درطريقي كه هويت فردي نشان داده ميشود، آشكاركرده است؛ دراين ميان، زبان مورد استفاده قرارميگيرد و تعاملات نشرداده ميشوند(كالورت[6] و ديگران،2003؛ كريستال[7]،2001؛ گرينفيلد[8] و سابرامانيام[9]،2003؛هرينگ[10] ،2000؛ تاركل[11]،1995).
يكي ازتازه ترين پيشرفتها درارتباطات با واسطه رايانه، وبلاگ[12] يا بلاگ[13] ميباشد.بلاگها مجلاتي شخصي هستند كه همانند يك دفترخاطرات روزانه، ازمدخلهايي كه ترتيب تاريخ و زمان دارد، تشكيل ميشوند. ويژگيهاي بلاگ، شامل اين موارد ميباشند: نشرثابت متن يا گرافيك دروب، بدون اينكه به دانش فني گمراه كننده اي براي كاربران نيازي باشد؛ شيوه هايي براي افراد به منظور فراهم كردن نظرات يا بازخورد آنها نسبت به هرمطلب ارسال شده به اينترنت ازطريق وبلاگ؛ موقعيتي براي بايگاني مطالب ازقبل ارسال شده براساس تاريخ و به وجود آوردن فرامتنهايي[14] به ساير وبلاگهاي وبلاگ نويسان. اين ويژگيها نه فقط بلاگها را ازديگر فرمهاي ارتباطات با واسطه رايانه، مجزا ميكند؛ بلكه آنها موقعيتهاي تازه اي را نيز براي افراد جهت عرضه و بيان مطالب خودشان به صورت پيوسته[15] فراهم ميكنند.
جوانان كه بخش عظيمي ازجامعه وبلاگ نويسان را تشكيل ميدهند، غالبا دروبلاگهاي خودمطالبي را به سايرمحيطهاي وبلاگ نويسي ارجـــــــاع داده اند. به عنوان نمونه، شركت گسترش پرسئوس[16]، درمي يابد كه 5/51 درصد ازكليه بلاگها درحال گسترش، توسط افراد19-13 ساله اداره و نگهداري ميشوند.(هنينگ[17]،2003) يك مطالعه مشابه، به اين نتيجه ميرسد كه سن 4/40 درصد از پديدآورندگان وبلاگها زير20سال ميباشد. يك بازديد ازصفحه آماري www.livejournal.com   كه يكي ازعمومي ترين وب سايتهاي ارائه دهنده وبلاگ ميباشد، آشكارميسازد كه بيشترين فراواني پديدآورندگان وبلاگها ازنظرسني، زير 20 سال طبقه بندي ميشود(1).
به دليل اينكه وبلاگها ميان جوانان عموميت فراواني پيدا كرده اند، ناديده گرفتن مشاركت وبلاگها درفناوري آموزشي، دشوار به نظرميرسد. آيا بلاگها قادرند درمحيطهاي آموزشي پيشرفتي به وجود آورند؟ آيا آنها ميتوانند درمحيطهاي كلاسي مورد استفاده واقع شوند؟ اين مقاله، فرض را براين مي گذارد كه بلاگها ميتوانند يك ضميمه مهم براي نوآوريهاي فناوري آموزشي باشند؛ چرا كه آنها سواد را ازطريق روايت ماجرا ترويج ميدهند، اين امكان را فراهم ميكنند كه يك محيط يادگيري مشاركتي به وجود آيد، هرلحظه و درهرجا دسترسي به اطلاعات مورد نياز را تدارك مي بينند و درتمام رشته هاي دانشگاهي به عنوان نمونه باقي بمانند.
اين مقاله، به منظوراثبات درستي اين فرضيات، مبادرت به انجام موارد زير ميكند:
اول اينكه به اهميت سواد درپيشرفت كودكان ونوجوانان نظري خواهد افكند.سپس، حكايت گويي[18] را به عنوان يك عامل تسريع كننده درجهت پيشرفت سواد قرارخواهدداد. سوم، به جستجوي شيوه هايي خواهد پرداخت كه ازطريق آنها وبلاگها بتوانند دركلاسها و بين رشته هاي دانشگاهي هم به صورت گروهي و به صورت انفرادي، مورد استفاده قراربگيرند. اين مقاله، به شرح نمونه هايي نيز ميپردازد كه درآنها ازوبلاگها قبلا درمحيطهاي كلاسي استفاده شده است. درنهايت هم برخي اشارات و پيشنهادها براي پژوهشهاي آينده ارائه خواهد شد.


اهميت سوادخواندن و نوشتن، اساس آموزش و نيازمنديهاي اساسي همه رشته هاي دانشگاهي را كه شامل رياضيات و علوم ميباشند، فراهم ميكند(Cassell,2004). ازخواندن و نوشتن، غالبا به عنوان سواد شفاهي[19] ياد ميشود و بچه ها حتي قبل ازاينكه وارد محيط مدرسه شوند، توسعه اين مهارت را درخودشان آغاز مي كنند"Huffaker, 2004) . سواد شفاهي براي موفقيت درتمام زندگي-ازآغاز آموزش تا آينده استخدامي دربزرگسالي-به عنوان يك مهارت برتر، باقي مي ماند(Cassell, 2004) . بنابراين توجه به آن، درمحيطهاي آموزشي به طورمستمر، توسط مديران، سياستگزاران، والدين و معلمان مقدم خواهد بود.
فناوري نيز، نوع جديدي را ازسواد را افزوده است كه بايد مورد توجه قراربگيرد. اين نوع سواد كه گاهي به عنوان تحصيل ديجيتالي[20] درنظرگرفته ميشود، اشاره به شيوه هايي دارد كه افراد درآن ميتوانند به سهولت، دريادگيري هر زبان طبيعي ديگر، فناوري را مورد استفاده قراردهند(Huffaker, 2004) . برخي پژوهشگران پيشنهاد ميكنند كه تحصيل ديجيتالي، ديگرشرط لازم براي مشاركت دراجتماع، يادگيري مادام العمروفرصتهاي استخدامي خواهد بود(Resnick, 2002) . كاربردهاي فناوريهاي آموزشي داراي دو سويه است: آنها ميتوانند هم سوادي را كه به صورتي سنتي افراد را به يادگيري تشويق ميكند، ترقي ببخشند و هم به پيشبرد تحصيل ديجيتال مورد نيازدرعصر بپردازند.
بلاگها به ارائه يك رسانه كامل درجهت سوادآموزي مي پردازند. نويسندگان همچنانكه روي كاغذ مي نويسند و مي خوانند، بايد به راحتي ازرايانه ها و اينترنت هم استفاده نمايند؛ زيرا بلاگها به مهارتهاي فني استثنائي نيازندارند، اما تاحدودي آگاهي ازكاربرد زبانهاي برنامه نويسي درمحيط وب به منظور سفارشي كردن بلاگ، مورد نيازاست؛ بلاگها به طورعادلانه براي تمامي گروهها و هردوجنس زن ومرد قابل استفاده هستند و هنوز رسانه اي را براي يادگيري زبانهاي برنامه نويسي فراهم مي سازند.


هنر حكايت گوييحكايت گويي مي تواند به عنوان اولين گامهاي توسعه سواد، مورد توجه قراربگيرد(Huffaker, 2004). عمل تعريف كردن ماجراها اجازه ميدهد تا مهارتهاي خواندن و زباني بچه ها رشد پيدا كند(Bransford, Brown, and Cocking, 1999). اين كار ممكن است زماني آغازشود كه كودك و والدينش به هنگام خواب، با يكديگر به خواندن يك ماجرا بپردازند يا اينكه مادربزرگ با پدربزرگ يك كودك سه ساله زماني را صرف قصه گويي براي او بنمايند. اين ماجراها چه داستاني ، خودسرگذشتنامه يا حكايت باشند، سبب رشدوبلوغ بيشترقدرت روايت گويي دربچه ها ميشوند(Bransford, et al., 1999).
حكايت گويي دردوران كودكي به پايان نمي رسد. كودكان، نوجوانان و بزرگسالان به يك اندازه و همانند هم ممكن است دريابند كه ماجراها به آنها دردرك جهان اطرافشان، ايحاد يا حفظ روابط و نزديكي ميان همتاهاي آنها كمك ميكنند. همچنين، ماجراها به كودكان و بزرگسالان كمك ميكنند تا تجربيات و احساسات خودرا به شيوه اي جالب و سرگرم كننده بيان كنند(Denning, 2001) . مهمترين مساله اينكه، حكايت گويي شيوه اي را براي به كارگيري قوه تخيل و كاويدن خلاقانه دراستفاده اززبان، شيوه اي اكتشافي كه سبب پيشرفت سواد و گسترش زبان ميشود، فراهم مي سازد(Cassell and Ryokai, 2001) .
حكايت گويي نبايد منحصرا در موقعيتهاي شفاهي رخ دهد. خواندن و نوشتن ميتواند براي يك پديدآورنده، حوزه اي باشد كه درآن ماداميكه سواد شفاهي گسترش مي يابد، به بيان ماجراها بپردازد. استفاده ازاينترنت براي برقراري اينترنت، اين امكان را براي يك پديدآورنده فراهم مي آورد همچنانكه تحصيل ديجيتال توسعه پيدا ميكند، ازسواد شفاهي استفاده نمايد. به دليل آنكه حكايت گويي براي گسترش سواد، يك شيوه خودجوش و خودپشتيبان[21] ميباشد، توجه به آن درمحيطهاي آموزشي به عنوان يك مكمل، حائز اهميت است.


بلاگها دركلاسوبلاگها يك شيوه عالي جهت تركيب فناوري آموزشي و حكايت گويي درون كلاس و آنسوي ديوارهاي مدرسه هستند. به دليل اينكه قالب وبلاگها شبيه نگارش روزانه هاي شخصي است، كه درآن فرد به ذكرماجراها و رويدادهاي زندگي شخصي و سرگذشت خود مي پردازد، فضايي را براي خلاقيت و بيان شخصي فراهم مي سازند. ايجاد پيوندها به سايروبلاگها همانند ارتباط ميان همتايان دردنياي غيرمجازي است.طراحي ازپيش تعيين شده، درك مستقيم و يادگيري ساده دراستفاده ازآن، كه يك نظام جالب است، .بلاگ را به طورمنصفانه براي بسياري ازگروههاي سني وهردوجنس مذكر و مؤنث قابل استفاده ساخته است و معلمان نيز ميتوانند به راحتي براي تكميل دروس خود ازآن استفاده نمايند. به دليل آنكه وبلاگها درمحيط اينترنت قابل دسترسي و استفاده هستند، بلاگ نويسان ميتوانند درهرلحظه اززمان و هرمكان كه يك ارتباط اينترنتي موجود و برقراراست، به بلاگهاي خود دسترسي داشته باشند و اين فرصتي براي يادگيري مستمر، خارج ازمحيط كلاس است.
بلاگها هم به صورت فردي و هم به صورت مشاركتي موجود هستند و به انتشار مطالب ميپردازند. بلاگها به عنوان مكاني كه پديدآورنده ميتواند درآن به انتشار شخصي عقايد و نيز مطالب خود بپردازد و آن را درسطح عالي توسعه دهد، خوداظهاري[22] را ترويج ميدهد. درعين اينكه بلاگها با يك جامعه پيوسته ارتباط برقرار ميكنند، بلاگرها ميتوانند براي ساير همتايان خود دروبلاگهاي ديگر، نظربگذارند و نسبت به مطالب منتشرشده آنها بازخورد داشته باشند، و به وبلاگ يكديگرپيوند بدهند و يك سازمان پويا و درهم پيچيده اي را ايجاد كنند. دركلاس، دانش آموزان ميتوانند دريك محيط مشترك، يك فضاي شخصي نيز جهت خواندن و نوشتن دراختيارداشته باشند و عقايد خود را با ديگران به اشتراك بگذارند، به سؤال و جواب با سايرين بپردازند، به اين ترتيب پيوستگي اجتماعي گسترش پيدا ميكند.
بلاگها ميتوانند چندرشته اي باشند. به دليل آنكه خواندن و نوشتن ميتواند درمتون مختلف دانشگاهي مورد استفاده قراربگيرد، بلاگها درميان رشته هاي دانشگاهي داراي اين خاصيت مي باشند. حكايت گويي نبايد منحصرا به هنرهاي زباني واگذارشود؛ دانش آموزان ميتوانند احساسات و اداراكات خودرا درباره هرموضوعي بيان كنند. مثلا يك كلاس علمي، ميتواند به گسترش تبادل دروس آموخته شده پس از يك تجربه علمي، كمك نمايد. بحث ازمفاهيم بنيادين دررياضيات ميتواند به دانش آموزان كمك كند تا منطق را وراي فرمولها درك كنند. ماجراهاي غيرداستاني ميتوانند به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان درموقعيت يك برش خاص ازتاريخ يا زمينه هاي انساني قراردهند. يك بلاگ جهاني ميتواند به طورصادقانه، دانش آموزان را با فرهنگ و سياست بين المللي آشنا كند، به طورمختصر، هررشته دانشگاهي ميتواند ازبلاگها براي رهيافت يك سبك ازفرايادگيري استفاده كند كه مفاهيم يا قرائن به تفصيل هم به صورت فردي و هم به شكل گروهي، مورد بحث قرارمي گيرندو بين افراد مبادله ميشوند و انديشه ها درباره محتواي آموزشي پيشين به وجود مي آيند.


نمونه اي عملي ازبلاگهاويل ريچاردسون[23] دروبلاگ خود به آدرس weblogg–ed.com  اطلاعات و گفتمانهايي كه درباره نقش تكميلي وبلاگها دركلاسها مي باشند گردآوري ميكند.ريچاردسون،كه يك معلم دردبيرستان منطقه اي مركزي هانتردان[24] درنيوجرسي مي باشد، بلاگها را هم دركلاس روزنامه نگاري و هم دركلاس ادبيات مورد استفاده قرار ميدهد. دركلاس روزنامه نگاري، دانش آموزان، به گردآوري ماجراهاي خبري مي پردازند تا درباره آنها بنويسند و سپس با يكديگر به ويرايش آنها ميپردازند. دركلاس ادبيات، دانش آموزان مواد خواندني كلاسي را مورد انتقاد قراردهند و درباره آنها اظهار نظركنند. به وسيله بلاگها ريچارسون به دانش آموزان اجازه ميدهد تا بيشترازقابليتهاي نوشتاري و شنيداري خود آگاهي پيدا كنند(Kennedy, 2003).
بلاگها ميتوانند دربسياري ازگروههاي مختلف سني مورد استفاده قرار بگيرند. مدرسه ابتدايي ج.اچ.هاوس[25] دركانيرس[26] واقع درجرجياي ايالات متحده، ازبلاگها(2) براي تشويق دانش آموزان كلاس به نوشتن استفاده مي كند. معلمان، بلاگها را براي گزينش نوشته هاي برجسته بچه ها استفاده مورد استفاده ميدهند. درنمونه مشابه ديگر، مدرسه ابتدايي هنرهاي جذاب بوكمن[27](3) درپورتلند واقع دراورگن[28]، است كه بلاگها را به منظور ايجاد يك درگاه براي همه كلاسها به كارميبرد. بلاگ، بين هر معلم، نمايش موارد تصويري، شاهكارهاي دانش آموزي و اخبار كلاسي پيوند برقرار مي كند.
بلاگها ميتوانند مدارس انفرادي پيشين را نيز توسعه دهند. دانشگاه علم و فناوري گاليله، يك كتابخانه بلاگي[29](4) را پشتيباني ميكند كه درآن با استفاده ازنرم افزار بلاگ، پژوهش، خواندن و نوشتن ترقي مي يابد. كاركنان كتابخانه بلاگي، بلاگها را به دليل نظم بي پايه و اساس، مسائل نگهداري آنها، و نيز تمركز بر محتوا ، مشاركت و مستند سازي وظايف كامل(5)يك ابزار مؤثر براي پيشبرد سواد مي يابند.
بلاگها ميتوانند يك ابزار سودمند و مؤثر براي معلمان باشند. مثلا، بلاگ[30] ازيك بلاگ براي “ مستند سازي، انعكاس، برنامه ريزي، مربي گري، تحليل و برقراري ارتباط” (6)بين مربيان و معلمان جديد، فراهم آوري راهنمايي و پشتيباني استفاده مي كند. بحثهاي روزانه، آگاهي ازبرنامه ريزي روزانه يا آمادگي براي آزمونهاي گواهينامه و حتي شيوه هايي براي صرفه جويي درزمان، دربلاگ وجود دارند. كاربران اين بلاگ را نه فقط به عنوان يك شكل مؤثربراي برقراري ارتباط مي يابند، بلكه آنرا يك شيوه عالي براي بايگاني دانش و ايجاد يك تاريخچه براي مؤسسه نيز درنظر مي بينند.
درمثالهاي بالا، نكاتي كه سريع مطرح ميشوند،انعطاف پذيري وقابليت قياس بلاگهاهستند. بلاگها به كلاسهاي انفرادي يا حتي تمام مدرسه محدود نمي شوند، بلكه قدرت ايجاد جوامع پيوسته را نيز انعكاس ميدهند. بلاگها ميتوانند براي پيشبرد خواندن و نوشتن، نمايش نمونه اي ازآثاردانش آموزان يا تبادل انديشه ها ميان آنان، معلمان يا مديران مدرسه مورد استفاده قرار بگيرند. به طورخلاصه، بلاگها قصد دارند نشان دهند كه ايجاد محتواي پيوسته، فقط به خلاقيت كاربران آن محدود است.


نتيجه گيريوبلاگها فرصتي عالي را براي مربيان به منظور پيشرفت سواد ازطريق حكايت گويي و گفتمان فراهم مي آورند. حكايت گويي و سواد، بنياد توسعه زبان و بيش ازآن، بنياد يادگيري هستند. نقل ماجراها ازكودكي تا بزرگسالي به عنوان امري مهم، باقي مي مانند به دليل آنكه ماجراها اين امكان را به افراد ميدهند تا تجربيات و احساسات خود را به شيوه اي جالب و سرگرم كننده بيان كنند و اين كاربه آنها كمك مي كند تا جهان پيرامون خودرا درك كنند و روابط متقابل با همتايان خود را توسعه دهند و تقويت نمايند. ازاين گذشته، حكايت گويي، موجب ارتقاي سواد شفاهي به عنوان يكي ازمهمترين جنبه هاي آموزش، ميشود.
ويژگيهاي وبلاگها همچون فضاي شخصي كه به وجود مي آورد و برقراري پيوندها ميان يك جامعه پيوسته، يك زمينه ارتباطي عالي رايانه مداررا براي اصطلاحات فردي و تعاملات مشاركتي درقالب حكايت گويي و گفتمان، ايجاد مي نمايد. سهولت استفاده و دسترسي ازهرمكان و هرلحظه اززمان به بلاگها آنها را به عنوان يك ابزار عالي براي مربيان درآورده است. استفاده و درك آن هم براي وبلاگ نويسان و هم براي معلمان، كه بخواهند بلاگهارا براي تكميل تدريس به دانش آموزان به كارببرند، ساده است. بلاگ، محيطي را فراهم مي نمايد كه درآن يادگيري، به كلاس محدود نميشود و پديدآورندگان ميتوانند درصورتيكه ارتباط اينترنتي برقرارباشد، به بلاگهاي خود دسترسي داشته باشند. درنهايت، قابل قياس بودن آن درميان رشته هاي دانشگاهي، به عنوان يك مزيت درنظرگرفته ميشود؛ چرا كه بلاگها را ميتوان هم دركلاس علمي و هم دركلاس نگارش خلاقانه،‌ مورد استفاده قرارداد.
بسياري ازپژوهشگران انتظار دارند كه حيطه فعاليت بلاگها گسترش پيدا كند.
(Henning, 2003; Herring, et al., 2004; Kumar, et al., 2003). (Henning, 2003; Herring, et al., 2004; Kumar, et al., 2003).
حتي پيش بيني هايي كه اخيرا درمورد ازدياد مقداربلاگها شده كه تعداد آنها ازيك ميليون به سه ميليون افزايش ميرسد(Greenspan, 2003; Henning,,2003)(7)، اهميت مطالعه برروي بلاگها را دركنار زمينه هاي ارتباطي رايانه مدار، به خصوص با توجه به شيوه هايي كه درآنها كودكان و نوجوانان ازاينترنت استفاده ميكنند، و شيوه هايي كه مديران مدرسه، سياستگذاران و مربيان براي ترقي يادگيري ميتوانند مورد استفاده قراردهند، نمايان مي سازد.
پژوهشهاي آتي بايد شامل مطالعاتي باشد كه به آشكارسازي فراهم سازي زبان يا درك وضبط يادگيري هنگام استفاده ازوبلاگها بپردازد.درك شباهتها و اختلافها ميان گروههاي جنسي، قومي و سني به توسعه بيشتر رويكردهاي شخصي براي تكميل دروس دركلاس و افزايش قابليت كاربرد وبلاگها درمحيطهاي آموزشي نيزكمك خواهد كرد.


 منبع:

David Huffaker (2004).The educated blogger: Using weblogs to promote literacy in the classroom. First Monday, volume 9, number 6 (June 2004),
URL: http://firstmonday.org/issues/issue9_6/huffaker/index.html.

يادگيري مشارکتي و تدريس زبان انگليسي ( روش کارآيي تيمي )

يادگيري مشارکتي و تدريس زبان انگليسي ( روش کارآيي تيمي )

روش کارايي تيمي 10 مرحله دارد که عبارتند از :
1. مشخص کردن هدف هاي آموزشي توسط معلم ؛
2. ارزشيابي تشخيصي توسط معلم ؛
3. ارائه محتواي درس توسط معلم ؛
4. مطالعه انفرادي دانش آموزان ؛
5. ارائه سؤال ها به دانش آموزان توسط معلم و پاسخ دادن به آن ها ؛ از سوي فراگيران
6. تشکيل گروه هاي دانش آموزي توسط معلم ، براي بحث روي جواب ها و رسيدن دانش آموزان به يک جواب مشترک ؛
7. دادن پاسخ درست به سؤال ها توسط معلم و نمره دادن هر دانش آموزان به خود و تصحيح ورقه مشترک گروه توسط سر گروه ؛
8. ثبت نمرات در جدول و تفسير جدول توسط معلم ؛
9. ارزشيابي پاياني توسط معلم و پاسخ انفرادي دانش آموزان ؛
10. بازخورد توسط معلم .

در اين مقاله ، روش کارايي تيمي ، مراحل آن ، نقاط ضعف وقوت آن و نکاتي که در اجراي آن بايد در نظر گرفته شوند ، با مثال کافي توضيح داده شده اند.

الف ) مقدمه
" به راستي که دل ها خسته مي شوند ، همان طور که بدن ها خسته مي شوند ، پس نوبرانه ها و تازه يافته هاي حکمت را براي اين دل ها بجوييد . " حضرت علي (ع)

آينده اي که امروزه پيش بيني مي شود از راه خواهد رسيد . اگر ما بدانيم که آينده چگونه بايد باشد ، مي توانيم بر آن تأثير بگذاريم . فرزندان ما در کلاس هاي درس از روش هايي بهره مي گيرند که پنجاه سال پيش به کار مي رفت و اگر ما مي خواهيم آنان را براي آينده آماده کنيم ، بايد درک درستي از روش هاي آموزشي نوين پيدا کنيم. يکي از بزرگان گفته است : " من معلمي را مي پرستم که انديشيدن را به من بياموزد نه انديشه ها را."

از آن جا که قواعد علمي و دانش بشري دائماً در حال پيشرفت و جايگزيني هستند ، ما بايد به دانش آموزان مهارت هاي فراگيري علوم را هم بياموزيم تا هيچ گاه در تنگناه قرار نگيرند. " يادگيري مشارکتي " يا "آموزش از طريق همياري " ، رويکردي جديد در آموزش دنياست که هدف هاي عمده آن عبارتند از : درگير کردن دانش آموزان در فرايند يادگيري ، از بين بردن حالت تک بعدي ومعلم محور کلاس ها ، و ايجاد علاقه و انگيزه به يادگيري فعال1 در دانش آموزان.

با توجه به مشکلات فعلي در جامعه ما که انگيزه تحصيل را در دانش آموزان و به خصوص پسران ، تاحدود زيادي از بين برده است ، اگر روشي بتواند اين انگيزه را به آن ها برگرداند و به کلاس و درس علاقه مند کند ، بايد از آن استقبال کرد.

در کار گروهي ، دانش آموزان مهارت هايي مانند : مشورت کردن ، فرماندهي و سازماندهي راهم مي آموزند (جانسون و جانسون 1990) . در اين روش ، معلم تدريس نمي کند ، بلکه نقش راهنما را دارد و فقط اشکالات را رفع مي کند. وظيفه ياد دادن و يادگيري به عهده دانش آموزان است ( نظري صارم ، 1379) . يادگيري مشارکتي شامل پنج روش است که عبارتند از :
1. کارايي تيمي ؛
2. تدريس اعضاي تيم ؛
3. قضاوت عملکرد ؛
4. قضاوت طرز تلقي ؛
5. حل مسأله .

با توجه به اين که رشته تحصيلي نگارنده زبان انگليسي است و با توجه به مطالعات و تجربيات شخصي خود ، براي تدريس زبان انگليسي در مدرسه ها ، روش کارايي تيمي را مناسب ترين روش مي داند و به همين دليل توضيحات و مثال اين مقاله در مورد اين روش است. نکته مهمي که بايد متذکر شد ، اين است که اولاً برخلاف تصور بعضي همکاران ، در اين روش ، اقتدار معلم که لازمه کنترل کلاس است ، از بين نمي رود. ثانياً اين روش بايد دقيق و کامل اجرا شود ؛ در غير اين صورت ، اثر بخش نخواهد بود.

ب ) روش کارايي تيمي ( يک مثال )
1. مشخص کردن هدف هاي آموزشي ( معلم )
مثلاً : دانش آموزان متن کوتاهي درباره ميمون ها مي خوانند و در پايان سعي مي کنند به پنج سؤال چهار گزينه اي که بعد از متن مي آيد ، پاسخ درست بدهند.
2. ارزشيابي تشخيصي ( معلم )
معلم از دانش آموزان دو سؤال مي پرسد : " به نظر شما ميمون ها چه خصوصياتي دارند و ميمون ها چه چيزهايي را مي توانند ياد بگيرند ؟"
اين سؤالات توسط دانش آموزان داوطلب پاسخ داده مي شود و معلم پاسخ هاي درست را روي تابلو مي نويسد.
3. ارائه محتواي درس (معلم )
معلم متن درس و گاهي متن و سؤالات را با هم به دانش آموزان مي دهد.
4. مطالعه به صورت انفرادي (دانش آموزان )
5. ارائه سؤالات به دانش آموزان ( معلم ) و پاسخ دادن انفرادي ( دانش آموزان ).
6. تشکيل گروه ها ( معلم ) و بحث روي جواب ها و رسيدن به يک جواب مشترک ( دانش آموزان )
معلم کلاس را به چند گروه مساوي تقسيم مي کند ( حداقل تعداد افراد گروه 2 نفر و حداکثر 6 نفر است ).

بايد توجه داشت که ترکيب کلي گروه ها تا حد امکان متجانس باشد. بهترين روش براي کار ، روش قرعه کشي تيم هاي فوتبال جام جهاني است. يعني دانش آموزان قوي و ضعيف بايد بين تمام گروه ها پخش شوند. نکته دوم اين که اين گروه ها در طول سال تحصيلي نبايد ثابت بمانند و براي مباحث جديد گروه هاي جديدي تشکيل شوند. اين کار باعث آشنايي و صميميت هر چه بيش تر دانش آموزان کلاس با يکديگر مي شود.
بعد از تعيين گروه ها ، معلم يک نفر از هر گروه را به عنوان رئيس و يک نفر ديگر را به عنوان منشي گروه انتخاب مي کند. رئيس گروه وظيفه ايجاد هماهنگي ، رفع نهايي اختلافات ، انجام رأي گيري در موارد اختلاف ، ارتباط با معلم و درگير کردن همه اعضاي گروه خود را با تکليف داده شده به عهده دارد. منشي اکثريت اعضاي گروه را مي نويسد. توضيح اين که اعضاي گروه حق دارند براي گروه خود اسم تعيين کنند.
اگر در هرجلسه ، متناسب با موضوع جلسه اسم گذاري صورت گيرد ، بهتر است مثلاً در يک جلسه از اسامي گل ها ، در جلسه هاي بعد از اسامي حيوانات ، شهرها ، کوه ها ، رنگ ها و مانند آن ها . اين کار باعث تنوع ، جذابيت وجالب تر شدن رقابت گروه ها مي شود ؛ ضمن اين که خود اسامي انتخاب شده ممکن است نکات قابل تفسيري داشته باشند. لازم است رؤسا و منشيان گروه ها در جلسات بعد عوض شوند.

7. دادن پاسخ به سؤالات ( معلم ) و نمره دادن انفرادي ( دانش آموز ) و نمره دادن به پاسخنامه مشترگ گروه ( رئيس گروه ):
معلم پاسخ صحيح سؤالات را ارائه مي دهد ، دانش آموزان برگه هاي انفرادي خود را نمره مي دهند و سپس رئيس هر گروه ورقه گروه را تصحيح مي کند.
8. ثبت نمرات در جدول وتفسير جدول ( معلم ) :
معلم روي تابلو جدولي مي کشد
نکته 1: به جاي A،B و… اسامي انتخاب شده توسط گروه ها را مي نويسيم .
نکته 2: نمره مؤثر بودن يادگيري را بر اساس فرمولي که در زير نويس آمده است محاسبه مي کنند. 2
نکته 3: رتبه بندي گروه ها بر اساس " نمره مؤثر بودن يادگيري " تعيين مي شود ، يعني گروهي که کار گروهي آن ها از کار انفرادي آن ها بهتر باشد ، رتبه بالاتري کسب مي کنند.

نکته 4: چنانچه معدل نمرات اعضاي گروه از نمره ورقه مشترک گروه بيش تر باشد ، نشان دهنده اين است که اعضاي گروه مورد نظر همکاري مناسبي با هم نداشته اند. در اين حالت نمره مؤثر بودن يادگيري منفي خواهد بود.
نکته 5: چنانچه به هر دليل قادر نباشيم گروه هاي متجانسي تشکيل دهيم ، اين کار مشکلاتي به بار مي آورد ؛ از جمله ، وقتي اعضاي يک گروه و نمره ورقه مشترک گروه به هم نزديک خواهد بود. در نتيجه نمره مؤثر بودن يادگيري و رتبه گروه پايين مي آيد. بنابر اين در گروه بندي ها بايد دقت زيادي اعمال کرد و در اين زمينه شناخت معلم از دانش آموزان بسيار مؤثر است.

نکته 6: از تقسيم بندي دانش آموزان به زرنگ و تنبل خودداري کنيم وبه جاي آن اصطلاحات قوي و ضعيف به کار ببريم.

9. ارزشيابي پاياني ( معلم ) و پاسخ دادن انفرادي ( دانش آموزان )
معلم ، گروه ها را منحل مي کند و سپس بر اساس متن قبلي سؤالات ديگري در اختيار تک تک دانش آموزان قرار مي دهد و بعد از زمان تعيين شده ورقه ها را مي گيرد.
10- بازخورد (معلم )
معلم در اولين فرصت ممکن بايد نمرات آزمون پاياني را به دانش آموزان اعلام کند. از آن جا که دانش آموزان بعد از هر گونه آزموني مشتاق و حتي نگران نمره خود هستند ، اگر کليد آزمون ها فوراً به آن ها داده شود و به نمرات هم سريعاً اعلام شود ، در يادگيري آن ها بسيار مؤثر است.
بايد به خاطر داشت که خود برگزاري آزمون ها ، نوعي آموزش هستند و برگزاري آزمون هاي منظم و ارزشيابي تدريجي هم از اين منظر قابل توجيه هستند. بعضي متخصصان آموزشي حتي پيشنهاد مي کنند که انواع آزمون ها را وسيله تدريس قرار دهيم ؛ يعني از يک نکته چند سوال به دانش آموزان بدهيم و جواب ها را به بحث بگذاريم و سپس نکته مورد نظر را از دل سؤالات آزمون بيرون بکشيم .

فرض کنيم سه گروه پنج نفره داشته ايم که حاصل کار آن ها به قرار زير است :
گروه اول : زاگرس
نمرات انفرادي اعضاي گروه : 20- 19-17-17-15
نمره ورقه مشترک گروه : 18
گروه دوم : دماوند
نمرات انفرادي اعضاي گروه : 20-20-16-16-12
نمره ورقه مشترک گروه : 15
گروه سوم : الوند
نمرات انفرادي اعضاي گروه : 20-20-19-18-18
نمره ورقه مشترک گروه : 20
اين نمرات را در جدول مي بينيد :

1. رتبه بندي گروه ها بر اساس ميزان مؤثر بودن يادگيري تعيين مي شود. در اين کلاس اعضاي گروه زاگرس کار گروهي بهتري داشته اند ؛ به طوري که معدل نمرات اعضا از نمره ورقه مشترک گروه پائين تر است و اين نشانه اثر بخشي کار تيمي است ، بنابر اين رتبه اول را دارند.
2. معدل نمرات اعضاي گروه الوند (19) از همه بيش تر است ، اما حاصل کار گروهي پائين است و رتبه دوم را کسب کرده اند. همان طور که از کم ترين و بيش ترين نمره اعضاي گروه (18 و 20)
مي توان فهميد ، آن ها تقريباً همگي قوي بوده اند که اين البته اشکال مهمي است.
3. نمره مؤثر بودن يادگيري گروه دماوند منفي شده است و نشان مي دهد که کار انفرادي اعضاي اين گروه از کار گروهي آن ها قوي تر بوده است . اين ضعف در کار گروهي ممکن است به دليل عدم توانايي سر گروه در سازماندهي افراد ، تسلط يک يا دو نفر بر کل اعضاي گروه و يا عدم بحث و همفکري اعضا باشد و اين هم اشکال مهمي است.

ج ) چند نکته مهم
1. درستي اين روش به همکاري دانش آموزان و وجود اعتماد بين معلم و دانش آموزان بستگي دارد. البته ارزشيابي پاياني که بايد ملاک اصلي نمره دادن به دانش آموزان باشد، به صورت انفرادي و زير نظر کامل معلم انجام مي شود. بهتر است معلم نمره ورقه مشترک گروه را هم براي اعضاي گروه يادداشت کند. اما در نمره کارنامه دانش آموزان ، اهميت کم تري براي آن قائل شود. حتي مي توان ورقه يک گروه را به گروهي ديگر داد تا تصحيح کند.
2. توصيه مي شود معلمان همه رشته ها ، روش مطالعه " SQ4R" را به دانش آموزان بياموزند. اين روش از بخش هاي زير تشکيل مي شود : "Survey " ( مطالعه عميق ) ، " Question" ( ارائه سؤال ) ، "Review" ( مرور محتواي درسي ) ، " Respond" ( پاسخ به سؤالات ) ، " Repetiton" ( تکرار نکات اصلي ) و " Write the Summory" ( نوشتن خلاصه مطلب ).
3. بهتر است کتاب هاي دانش آموزان کنترل شود تا کسي قبلاً و مثلاً با کمک حل المسائل به سؤالات پاسخ نداده باشد. سؤالات ارزشيابي پاياني هم بهتر است توسط معلم مطرح شوند.

نتيجه گيري
همان طور که ذکر شد، در روش آموزش از طريق همياري ، هرچند به دانش آموزان نقش زيادي واگذار شده است ، اما هنوز هم معلم نقش کليدي و مهمي دارد. يکي از ايرادات مهمي که ممکن است بعضي از همکاران به اين روش وارد بدانند ، کمبود وقت است . پاسخ اين است که در مدرسه هايي مانند مدرسه هاي نمونه دولتي ، شاهد ، غير انتفاعي و مانند آن ها که معمولاً يکي دو ساعت به ساعات هر درس اضافه شده است و تعداد دانش آموزان هم زياد نيست ، اين روش کاملاً جواب مي دهد. در مورد مدرسه هاي عادي هم اين روش قابل اجرا است و نويسنده خود اين روش را در هر دو نوع مدرسه با موفقيتت تجربه کرده است. البته در مدرسه هاي عادي ، به دليل کمبود وقت ، مي توان حداقل براي تنوع در کلاس ها ماهي يک بار اين روش را اجرا کرد. يادمان باشد انگيزه دادن و ايجاد نشاط هنگام يادگيري هنر معلم به حساب مي آيد. اين روش در اين زمينه ، کمک زيادي به ما مي کند.

زير نويس
1. ActiveLearning
2. معدل نمرات اعضاي گروه – نمره ورقه مشترک گروه = نمره مؤثر بودن يادگيري
منابع
1.آقازاده ، محرم (1380) . " ساختار يادگيري از طريق همياري " . " تکنولوژي آموزشي " . ارديبهشت ماه . شماره 8. صفحه 27-21
2. نظري صارم ، يحيي ( 1379) . " يادگيري مشارکتي ". جزوه کلاسي ضمن خدمت.
3. Davidson , N (Ed.) (1990) .Cooperative Leaning in mathematics .N.Y. Addison – Wesley
4. Johanson , W. and Johanson , T (1990) .social skills for successful groupwork . " Educational Leadereship ". Jan -1990-P .33
5. Schniedewind , N. and Davidson , E. (1987) . Cooperative learning Cooperative lives . Dubugue , lowa : Wm. C. Brown company Publishers

منبع :مجله رشد معلم